رشوه از منظر قانون

رشاء (رشوه دادن) و ارتشاء (رشوه گرفتن) از جمله جرائم علیه آسایش عمومی‌اند که موجب سلب اعتماد مردم نسبت به هیات حاکمه و نظام اجرایی و اداری و از بین رفتن اطمینان عمومی نسبت به کارکنان اداری و ماموران می‌شوند و زمینه ترویج فساد مالی را برای سایرین فراهم می کنند.

 

طبق ماده 591 قانون مجازات، هرگاه ثابت شود که رشوه دهنده برای حفظ حقوق حقه خود ناچار از دادن وجه یا مالی بوده؛ تعقیب کیفری ندارد و وجه یا مالی ‌که داده به او مسترد می‌شود.

 در فرهنگ عمومی رشوه عبارت است از دریافت وجه یا مال یا هر چیزی که برای از بین‌بردن حق یا انجام کاری بر خلاف مقررات و وظیفه به کسی داده می‌شود، رشوه دادن و رشوه گرفتن هر دو عملی غیر اخلاقی و مذموم و قابل مجازات هستند.رشاء (رشوه دادن) و ارتشاء (رشوه گرفتن) از جمله جرائم علیه آسایش عمومی‌اند که موجب سلب اعتماد مردم نسبت به هیات حاکمه و نظام اجرایی و اداری و از بین رفتن اطمینان عمومی نسبت به کارکنان اداری و ماموران می‌شوند و زمینه ترویج فساد مالی را برای سایرین فراهم می کنند.

در قانون مجازات قبلی رشاء و ارتشاء(قانون مجازات فعلی هنوز منتشر نشده است)، مواد 588 تا 596 در خصوص این جرم است كه در آنجا مقررات خیلی سختی هم برای رشوه‌گیرنده و هم برای رشوه‌دهنده وضع شده است، از جمله در ماده 589 آمده است در صورتی كه حكام محاكم به واسطه ارتشاء، حكم مجازاتی اشد از مجازات مقرر در قانون داده باشند علاوه بر مجازات ارتشاء حسب مورد به مجازات مقدار زائدی كه مورد حكم واقع شده محكوم خواهند شد. ماده 591 این‌طور بیان شده است هرگاه ثابت شود که راشی برای حفظ حقوق حقه خود ناچار از دادن وجه یا مالی بوده تعقیب کیفری ندارد و وجه یا مالی ‌که داده به او مسترد می‌شود.


 
در ماده 592 آمده است هرکس عالما و عامدا برای اقدام به امری یا امتناع از انجام امری که از وظایف اشخاص مذکور در ماده (3) قانون تشدید مجازات مرتکبان ارتشا، اختلاس و کلاهبرداری مصوب‌15/9/1367 مجمع تشخیص مصلحت نظام است وجه یا مالی ‌یا سند پرداخت وجه یا تسلیم مالی را مستقیم یا غیر مستقیم بدهد در حکم راشی است و به عنوان مجازات علاوه بر ضبط مال‌، ناشی ‌از ارتشا به حبس از 6 ماه تا سه سال و یا تا (74) ضربه شلاق محکوم می‌شود

 

در ماده 592 آمده است هرکس عالما و عامدا برای اقدام به امری یا امتناع از انجام امری که از وظایف اشخاص مذکور در ماده (3) قانون تشدید مجازات مرتکبان ارتشا، اختلاس و کلاهبرداری مصوب‌15/9/1367 مجمع تشخیص مصلحت نظام است وجه یا مالی ‌یا سند پرداخت وجه یا تسلیم مالی را مستقیم یا غیر مستقیم بدهد در حکم راشی است و به عنوان مجازات علاوه بر ضبط مال‌، ناشی ‌از ارتشا به حبس از 6 ماه تا سه سال و یا تا (74) ضربه شلاق محکوم می‌شود .

 

در قانون تشدید مجازات كلاهبرداران مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام سخت‌گیری بیشتری به چشم می‌خورد كه در مورد مبالغ دریافتی هم صحبت به میان آمده است ولی با وجود همه سخت‌گیری‌ها این مسئله همچنان ادامه دارد و این موضوع رشوه ،نص نشده و اقدام اساسی در مورد این مسئله صورت نگرفته است در قانون مجازات اسلامی آمده است راشی (رشوه‌دهنده) برای احقاق حق خودش مجبور به این كار شده است قانونگذار در صورتی كه  راشی  اثبات كند تخفیف قائل شده و می‌تواند از مجازات معاف شود .

 اصولا مرجع رسیدگی  كننده به این جرم دادسرای عمومی و انقلاب است و معمولا این جرائم به بازپرس‌ها (كه دارای تجربیات زیادی هستند) ارجاع داده می‌شود و خیلی هم در این مورد سخت‌گیری صورت می گیرد چون قانون‌گذار سخت‌گیری كرده است و مشمول عفو و آزادی مشروع نمی‌شود.



برگرفته از وبلاگ تخصصی حقوق

امیر رضا سوخته زاری

رشوه از منظر قانون

رشاء (رشوه دادن) و ارتشاء (رشوه گرفتن) از جمله جرائم علیه آسایش عمومی‌اند که موجب سلب اعتماد مردم نسبت به هیات حاکمه و نظام اجرایی و اداری و از بین رفتن اطمینان عمومی نسبت به کارکنان اداری و ماموران می‌شوند و زمینه ترویج فساد مالی را برای سایرین فراهم می کنند.

 

طبق ماده 591 قانون مجازات، هرگاه ثابت شود که رشوه دهنده برای حفظ حقوق حقه خود ناچار از دادن وجه یا مالی بوده؛ تعقیب کیفری ندارد و وجه یا مالی ‌که داده به او مسترد می‌شود.

 در فرهنگ عمومی رشوه عبارت است از دریافت وجه یا مال یا هر چیزی که برای از بین‌بردن حق یا انجام کاری بر خلاف مقررات و وظیفه به کسی داده می‌شود، رشوه دادن و رشوه گرفتن هر دو عملی غیر اخلاقی و مذموم و قابل مجازات هستند.رشاء (رشوه دادن) و ارتشاء (رشوه گرفتن) از جمله جرائم علیه آسایش عمومی‌اند که موجب سلب اعتماد مردم نسبت به هیات حاکمه و نظام اجرایی و اداری و از بین رفتن اطمینان عمومی نسبت به کارکنان اداری و ماموران می‌شوند و زمینه ترویج فساد مالی را برای سایرین فراهم می کنند.

در قانون مجازات قبلی رشاء و ارتشاء(قانون مجازات فعلی هنوز منتشر نشده است)، مواد 588 تا 596 در خصوص این جرم است كه در آنجا مقررات خیلی سختی هم برای رشوه‌گیرنده و هم برای رشوه‌دهنده وضع شده است، از جمله در ماده 589 آمده است در صورتی كه حكام محاكم به واسطه ارتشاء، حكم مجازاتی اشد از مجازات مقرر در قانون داده باشند علاوه بر مجازات ارتشاء حسب مورد به مجازات مقدار زائدی كه مورد حكم واقع شده محكوم خواهند شد. ماده 591 این‌طور بیان شده است هرگاه ثابت شود که راشی برای حفظ حقوق حقه خود ناچار از دادن وجه یا مالی بوده تعقیب کیفری ندارد و وجه یا مالی ‌که داده به او مسترد می‌شود.


 
در ماده 592 آمده است هرکس عالما و عامدا برای اقدام به امری یا امتناع از انجام امری که از وظایف اشخاص مذکور در ماده (3) قانون تشدید مجازات مرتکبان ارتشا، اختلاس و کلاهبرداری مصوب‌15/9/1367 مجمع تشخیص مصلحت نظام است وجه یا مالی ‌یا سند پرداخت وجه یا تسلیم مالی را مستقیم یا غیر مستقیم بدهد در حکم راشی است و به عنوان مجازات علاوه بر ضبط مال‌، ناشی ‌از ارتشا به حبس از 6 ماه تا سه سال و یا تا (74) ضربه شلاق محکوم می‌شود

 

در ماده 592 آمده است هرکس عالما و عامدا برای اقدام به امری یا امتناع از انجام امری که از وظایف اشخاص مذکور در ماده (3) قانون تشدید مجازات مرتکبان ارتشا، اختلاس و کلاهبرداری مصوب‌15/9/1367 مجمع تشخیص مصلحت نظام است وجه یا مالی ‌یا سند پرداخت وجه یا تسلیم مالی را مستقیم یا غیر مستقیم بدهد در حکم راشی است و به عنوان مجازات علاوه بر ضبط مال‌، ناشی ‌از ارتشا به حبس از 6 ماه تا سه سال و یا تا (74) ضربه شلاق محکوم می‌شود .

 

در قانون تشدید مجازات كلاهبرداران مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام سخت‌گیری بیشتری به چشم می‌خورد كه در مورد مبالغ دریافتی هم صحبت به میان آمده است ولی با وجود همه سخت‌گیری‌ها این مسئله همچنان ادامه دارد و این موضوع رشوه ،نص نشده و اقدام اساسی در مورد این مسئله صورت نگرفته است در قانون مجازات اسلامی آمده است راشی (رشوه‌دهنده) برای احقاق حق خودش مجبور به این كار شده است قانونگذار در صورتی كه  راشی  اثبات كند تخفیف قائل شده و می‌تواند از مجازات معاف شود .

 اصولا مرجع رسیدگی  كننده به این جرم دادسرای عمومی و انقلاب است و معمولا این جرائم به بازپرس‌ها (كه دارای تجربیات زیادی هستند) ارجاع داده می‌شود و خیلی هم در این مورد سخت‌گیری صورت می گیرد چون قانون‌گذار سخت‌گیری كرده است و مشمول عفو و آزادی مشروع نمی‌شود.

بر گرفته از وبلاگ تخصصی حقوق

امیر رضا سوخته زاری وکیل ومشاور حقوقی دادگستری


آیین نامه نحوه بازرسی، نظارت و ارزشیابی رفتار و عملکرد قضات


آیین نامه نحوه بازرسی، نظارت و ارزشیابی رفتار و عملکرد قضات

شماره۱۰۰/۱۲۳۲۷/۹۰۰۰                                     ۸/۳/۱۳۹۲

جناب آقای سینجلی جاسبی
رئیس محترم هیأت مدیره و مدیرعامل روزنامه رسمی کشور

تصویر آیین نامه شماره ۱۰۰/۱۲۳۱۱/۹۰۰۰ مورخ ۸/۳/۱۳۹۲ ریاست محترم قوه قضاییه در خصوص (نحوه بازرسی، نظارت و ارزشیابی رفتار و عملکرد قضات) جهت درج در روزنامه رسمی به پیوست ارسال می گردد.

مدیرکل دبیرخانه قوه قضاییه ـ محسن محدث

شماره۱۰۰/۱۲۳۱۱/۹۰۰۰                                   ۸/۳/۱۳۹۲ 

آیین نامه نحوه بازرسی، نظارت و ارزشیابی رفتار و عملکرد قضات

در اجرای ماده ۱۲ قانون نظارت بر رفتار قضات مصوّب ۱۷ مهر ۱۳۹۰ مجلس شورای اسلامی و بنا به پیشنهاد دادستان انتظامی قضات، آیین نامه نحوه بازرسی، نظارت و ارزشیابی رفتار و عملکرد قضات به شرح مواد آتی تصویب می شود:

کلیات
ماده۱ـ نحوه بازرسی، نظارت و ارزشیابی رفتار و عملکرد قضات به شرح مواد این آیین نامه و سایر قوانین و مقررات مربوط است.
ماده۲ـ واژه ها و عبارات اختصاری مندرج در این آیین نامه در معانی زیر به کار می رود:
الف) دادسرا: دادسرای انتظامی قضات.
ب) دادستان: دادستان انتظامی قضات.
ج) معاونت: معاونت دادسرای انتظامی در امور نظارت و ارزشیابی قضات.
د) معاون: معاون دادسرای انتظامی در امور نظارت و ارزشیابی قضات.
ماده۳ـ عملکرد تمامی قضاتی که به حکم رییس قوه قضاییه به سمت قضایی منصوب می شوند از جمله قضات شاغل و مأمور به خدمت در سازمان قضایی نیروهای مسلح، سازمان بازرسی کل کشور، حفاظت و اطلاعات، سازمان زندان ها و اقدامات تأمینی و تربیتی، سازمان ثبت اسناد و املاک و سایر سازمان ها و دستگاه ها همانند قضات شاغل در واحدهای قضایی مورد بازرسی و نظارت و ارزشیابی دادسرای انتظامی قرار می گیرد.
تبصره ـ بازرسی از عملکرد رؤسای سازمان های وابسته و معاونت های قوه قضاییه چنانچه دارای سمت قضایی باشند، با اجازه رییس قوه قضاییه انجام می گیرد.
ماده۴ـ به منظور اعمال نظارت و ارزشیابی رفتار و عملکرد قضات کشور، به دستور دادستان، هیأت های بازرسی به کلیه واحدهای قضایی کشور اعزام می شوند.
ماده۵ ـ گزارش بازرسان و سوابق و اطلاعات مربوط به نظارت و ارزشیابی قضات محرمانه بوده، بازرسان و کسانی که حسب وظیفه به گزارش ها و اطلاعات مزبور دسترسی دارند به جز ارائه به دادستان حق افشاء آن را نزد دیگران ندارند.
تبصره۱ـ دادستان با ارسال گزارش بازرسان جهت صدور دستور مقتضی مراتب را به اطلاع رییس قوه قضاییه می رساند. همچنین به دستور مقام مزبور رونوشت گزارش بازرسان عندالاقتضاء و حسب مورد به دادگستری مربوط به منظور حسن جریان امور، به احد از دادیاران انتظامی جهت رسیدگی انتظامی و به کمیسیون رسیدگی به صلاحیت قضات برای رسیدگی به صلاحیت، ارجاع و ارسال می شود.
تبصره۲ـ دادسرا به استعلامات مرکز حفاظت و اطلاعات کل قوه قضاییه طبق اساسنامه آن مرکز پاسخ می دهد.
ماده۶ ـ چنانچه اخبار و اطلاعات واصله راجع به قضات پس از بررسی ابتدایی بی اسـاس تشخـیص داده شود با پیشنهاد قاضی مسـئول و موافقت معاون، بایگانی و در غیر این صورت، پس از ارزیابی و اتخاذ تصمیم مقتضی در سوابق محرمانه ضبط و نگهداری می شود.

فصل اول: بازرسی
ماده۷ـ بازرسی دادسرای انتظامی به شرح ذیل می باشد:
۱ـ بازرسی آشکار.
الف) دوره ای و مستمر.
ب) فوق العاده و موردی.
۲ـ بازرسی پنهان.
ماده۸ ـ برنامه بازرسی دوره ای و مستمر در آغاز هر سال توسط معاونت با رعایت اولویت ها تنظیم و پس از تصویب دادستان به مرحله اجرا گذاشته می شود.
ماده۹ـ بازرسی فوق العاده و موردی، حسب دستور رییس قوه قضاییه یا در صورت وصول شکایت یا گزارش مهم به تشخیص دادستان انجام می شود. برای این منظور، احد یا هیأتی از قضات دادسرا به مرجع مربوط عزیمت و مبادرت به انجام بازرسی می نمایند.
ماده۱۰ـ به منظور مستندسازی اطلاعات واصله در رابطه با عدم رعایت آداب و عرف قضاء با ارباب رجوع اعم از خواهان، خوانده، متهم، شاکی، مطلع، شاهد، کارشناس، وکیل، مأمور و در نتیجه ایجاد نارضایتی و بدبینی نسبت به دستگاه قضایی به دستور دادستان بازرسی پنهان و نامحسوس انجام می شود.
ماده۱۱ـ سرپرست و اعضاء هیأت بازرسی با پیشنهاد معاونت و با حکم دادستان اعزام می شوند. نظارت بر حسن انجام بازرسی و تقسیم کار بین اعضاء به عهده سرپرست هیأت بوده و سایر اعضـاء ضمن همکاری لازم نتیجه به دست آمده را در اختیار وی قرار می دهند تا در تهیه گزارش نهایی منظور گردد.
ماده۱۲ـ بازرسان قبل از عزیمت به محل مأموریت موظف هستند گزارش های هیـأت های قبلی را مورد مطالعه قرار داده و تغییراتی را که در این فاصله به عمل آمده در بازرسی جدید مطمح نظر داشته و نیز اطلاعات بدست آمده از منابع و مراکز دیگر مانند مرکز حفاظت اطلاعات کل قوه قضاییه و مرکز آمار و فن آوری اطلاعات را مورد مطالعه و بهره برداری قرار دهند.
تبصره۱ـ مرکز آمار و فن آوری اطلاعات موظف است با استفاده از اطلاعات موجود و روش های آمار، سامانه الکترونیکی نظارت قوه قضاییه (سنا) را طراحی و دسترسی لازم به این سامانه را برای هیأت های اعزامی فراهم آورد.
تبصره۲ـ مرکز حفاظت اطلاعات قوه قضاییه و واحدهای تابعه آن در استان ها ضمن پاسخ به استعلامات دادسرا، در رابطه با پرونده های انتظامی مربوط همکاری لازم را با بازرسان اعزامی در حدود مأموریتشان به عمل آورند.
ماده۱۳ـ هیأت اعزامی پس از ورود به استان یا واحد قضایی محل مأموریت، در جلسه مدیران قضایی شرکت و سرپرست هیأت ضمن معارفه، اهداف و چگونگی مأموریت را تشریح می نماید.
ماده۱۴ـ بازرسی از واحدهای قضایی به کیفیتی تدوین و اجرا می گردد که موجب وقفه در امور جاری قسمت های مورد بازرسی نشود.
ماده۱۵ـ به منظور ارزیابی کیفی و کمی عملکرد قضایی قضات، هیأت اعزامی حداقل پنج فقره پرونده را مورد رسیدگی قرار داده و پس از بررسی آمار عملکرد هر یک از قضات، درباره توان قضایی آنان اظهار عقیده می نماید.
ماده۱۶ـ هیأت موظف است علاوه بر مطالعه و بررسی پرونده ها، از مدیران و مسئولین قضایی و سایر قضات مطلع و عندالاقتضاء از مسئولین محلی و نیز افراد موثق، پیرامون رفتار و عملکرد قضایی تحقیق و استطلاع به عمل آورده و در ارزیابی خود منظور دارد.
ماده۱۷ـ اعضای هیأت می توانند در صورت لزوم از قاضی یا کارمند با رعایت حرمت و شأن آنها دلیل اقدامات موردنظر را جویا شوند.
تبصره۱ـ هیأت بازرسی در مواردی که ایرادات مورد لحاظ جزئی باشد با رعایت شأن قضایی یا اداری به قاضی یا کارمند مربوط بنحو محرمانه جهت رفع آن تذکر داده و چنانچه از کارمند تخلفی مشاهده نماید مراتب را به هیأت رسیدگی به تخلفات اداری کارمندان اعلام می کند.
تبصره۲ـ چنانچه هیأت بازرسی در حین انجام وظیفه به تخلفات انتظامی برخورد نماید، مکلف است مراتب را به دادستان گزارش دهد.
ماده۱۸ـ مدیـران و قضات محل بازرسی باید همکاری لازم را با اعضای هیأت معمول دارند.
ماده۱۹ـ چنانچه در حین انجام وظیفه، عملی بر خلاف قانون که واجد وصف مجرمانه یا منافی با شأن قضایی باشد توسط هیأت اعزامی کشف شود؛ هیأت باید فوراً مراتب را به دادستان گزارش و کسب تکلیف نماید.
ماده۲۰ـ در پایان مأموریت و قبل از ترک محل، هیأت اعزامی در جلسه قضات و مسئولین مربوط شرکت کرده و استنباط اجمالی خود از وضعیت واحدهای قضایی مورد بازرسی را مطرح می نماید.
ماده۲۱ـ هیأت بازرسی در پایان مأموریت، گزارش بازرسی را به دادستان تسلیم می نماید. این گـزارش باید مستند و مستدل بوده و پس از بهره برداری در سوابق مربوط در معاونت نگهداری شود.
ماده۲۲ـ هیأت بازرسی در گزارش نهایی پیشنهاد می نماید قضاتی که مصدر خدمات با ارزش و درخشان بوده اند با اعطاء پایه، ارتقاء سمت، تقدیرنامه کتبی و غیره مورد تشویق قرار گیرند.
ماده۲۳ـ هیأت بازرسی در گزارش تقدیمی به دادستان نسبت به قضات متخلف پیشنهاد تنزل پایه یا سمت، تغییر محل خدمت، بازنشستگی، سلب صلاحیت قضایی، تعلیق از خدمت قضایی جهت تعقیب کیفری و غیره را حسب مورد می نماید.

فصل دوم: نظارت و ارزشیابی
ماده۲۴ـ موضوعات مورد نظارت و ارزشیابی اموری از قبیل موارد ذیل است:
الف ـ رعایت نزاکت و اخلاق و آداب اسلامی.
ب ـ حسن خلق با همکاران و ارباب رجوع.
پ ـ رعایت شأن قضایی.
ت ـ حسن شهرت.
ث ـ توانایی جسمی و روحی.
ج ـ دانش و مهارت قضایی.
چ ـ کیفیت و کمیّت کار قضایی.
ح ـ قدرت استنباط و شم قضایی.
خ ـ شجاعت و استقلال قضایی.
د ـ رعایت نظم و انضباط اداری.
ذ ـ نظارت بر امور دفتری.
ر ـ دانش و مهارت بهره برداری از اطلاعات و فن آوری ارتباطات.
ز ـ توجه به جهات پیشگیرانه و تربیتی در امور قضایی.
ماده۲۵ـ معاونت به دستـور دادستان، مطابق قانون نظارت بر رفتار قضات، این آیین نامه و سایر قوانین و مقررات مربوط، اقدام به نظارت و ارزشیابی عملکرد و رفتار قضات کشور می نماید.
ماده۲۶ـ به منظور تحقق نظارت و ارزشیابی و دسترسی به هنگام به اطلاعات دقیق مربوط به عملکرد قضات کشور، واحدهای نظارت و ارزشیابی قضات در دادگستری کل هر استان که از نظر اداری تابع دادگستری استان مربوط بوده تحت نظارت و تعالیم دادسرا انجام وظیفه می نمایند.
تبصره۱ـ این واحدها به تعداد لازم قاضی، کارشناس و کارمند دفتری خواهند داشت.
تبصره۲ـ در صورت ضرورت واحدهای مذکور در شهرستان های بزرگ، مجتمع های قضایی و سازمان های تابعه قوه قضاییه نیز دایر می گردد.
ماده۲۷ـ قضات واحدهای نظارت و ارزشیابی بنا به پیشنهاد دادستان و با ابلاغ رییس قوه قضاییه منصوب می شوند. این قضات به نمایندگی از دادسرا اقـدام به نظارت و ارزشیابی عملکرد و رفتار قضات حوزه مأموریت خود نموده و مراتب را به معاونت گزارش می نمایند.
ماده۲۸ـ رؤسـای کل دادگسـتری ها نیز مکلفند به عنوان نمایندگان قوه قضـاییه در استان ها در راستای وظیفه مدیریتی و نظارتی و به منظور حسن تمشیت امور در واحدها و حوزه های قـضایی خود هـیأت نظارت و بازرسی اسـتانی تشکیل دهند. هیأت مزبور در طول سال و به تدریج همه واحدهای قضایی استان را مورد بازرسی قرار می دهد. رییس کل دادگستری استان نتایج بررسی و ارزیابی هیأت درباره عملکرد قضات و وضعیت واحدهای قضایی مورد بازرسی را در فواصل زمانی معین به معاونت گزارش می دهد.
تبصره۱ـ اعضای هیأت های مذکور از میان قضاتی که علاوه بر داشتن حسن شهرت، با تجربه و علاقمند به فعالیت در امور نظارت و ارزشیابی باشند انتخاب می شوند.
تبصره۲ـ برنامه بازرسی و اسامی و مشخصات اعضای هیأت ابتدای هر سال توسط رؤسای کل دادگستری ها به معاونت اعلام می شود.
تبصره۳ـ هیأت های مذکور چنانچه ایرادات مورد لحاظ جزئی باشد به قضات مربوط با رعایت حرمت و شأن قضایی آنها تذکر می دهند تا نسبت به رفع آن اقدام نمایند.
ماده۲۹ـ از تاریخ لازم الاجراشدن این آیین نامه، آیین نامه نظارت و ارزیابی دادستانی انتظامی قضات مصوب ۲۱/۴/۱۳۸۲ ملغی می باشد.
ماده۳۰ـ این آیین نامه در ۳۰ ماده و ۱۱ تبصره در تاریخ به تصویب رییس قوه قضاییه رسید.

                                رئیس قوه قضاییه ـ صادق لاریجانی

در راهروهاي دادگاه يکي از سوالاتي که معمولا از وکلا و کارمندان دادگستري پرسيده مي‌شود، درباره راهکار اعاده حيثيت است؛ زيرا در برخي از پرونده‌ها که اختلافات جزئي و انتقام‌جويي پاي طرفين دعوا را به دادسرا باز مي‌کند، در واقع، يکي از دو طرف اختلاف براي اينکه ديگري را زير فشار قرار دهد و انتقام بگيرد، اقدام به طرح شکايت کيفري از طرف ديگر مي‌کند و به اين ترتيب در ذهن خويشان و آشنايان نوعي نگاه منفي به طرف مقابل به وجود مي‌آورد.


 
 جبران اين سوءبرداشت کار آساني نيست؛ اولا رسيدگي به پرونده در دادسرا و دادگاه زماني که به درازا مي‌کشد که اين خود در تشديد نگاه منفي آشنايان موثر است و ثانيا بعد از اينکه متهم برائت حاصل کرد، همه به اين راي دسترسي ندارند و ممکن است از آن مطلع نشوند. در چنين وضعي متهمي که برائت حاصل کرده است، بسيار متضرر مي‌شود و بايد راهي براي جبران اين وضع باشد، اينجاست که موضوع اعاده حيثيت مطرح مي‌شود. علاوه بر اين، تقضاي خسارت معنوي هم راهي براي جبران خسارت چنين شهروندي مي‌تواند باشد. اين دو موضوع را در گفت‌و‌گو با دکتر علي نجفي‌توانا، حقوقدان، مدرس دانشگاه و وکيل دادگستري بررسي کرده‌ايم.

 

اعاده حيثيت
اين حقوقدان و مدرس دانشگاه در گفت‌و‌گو با «حمايت» در خصوص چيستي و ماهيت اعاده حيثيت توضيح مي‌دهد: به لحاظ اجتماعي هر شخصي که با اقدام خود موجب تضرر ديگري شود و از حيث مادي يا معنوي به وي خسارت وارد کند، بايد در چارچوب ضابطه سببيت ( نقش مباشر يا مسبب) خسارات وارده را جبران کند. نجفي‌توانا خاطرنشان مي‌کند: اين يک اصل اجتماعي است که به تدريج در قوانين موضوعي کشورها اثر گذاشته است و با توجه به آن ضمانت اجراهاي مدني و کيفري متنوعي براي تضمين حقوق از دست‌رفته اشخاص زيان‌ديده پيش‌بيني شده است که يکي از اين ضمانت اجراها اعاده حيثيت است.
اين وکيل دادگستري در باب اعاده حيثيت توضيح مي‌دهد: اين اصطلاح به مفهوم اعاده يا بازگرداندن وضع افراد از باب تنزل حيثيت و موقعيت اجتماعي ناشي از طرح شکايت ناروا به حالت سابق است. به عبارت روشن‌تر با اين اقدام کوشش مي‌شود که آبروي از دست‌رفته شخص در افکار عمومي يا در جمع خاص به صورت مجدد احيا شود و با اثبات بي‌گناهي وي موقعيت اجتماعي زيان‌ديده به حالت اوليه برگردد.
وي مي‌افزايد: در مجموع اعاده حيثيت بيشتر ناظر به برگشت اعتبار معنوي شخص از طريق قانوني است. قانونگذار در اکثر کشورها روش‌هاي مختلفي را براي آن پيش‌بيني کرده است که اولين روش انتشار حکم بي‌گناهي اشخاص از طريق رسانه‌ها و شيوه‌هايي است که بتواند پيام اين حکم را به اطلاع عموم مردم برساند. دومين سازوکار، تعقيب شخص مفتري است؛ يعني شخصي که با طرح شکايت غيرواقعي باعث هتک حيثيت اشخاص شده است. او فردي را متهم به ارتکاب جرمي کرده است که بعد از رسيدگي قضايي روشن مي‌شود بي‌گناه است؛ بنابراين با اثبات سوءنيت شاکي و اينکه وي قصد اضرار به ديگري داشته است، افترا زننده به مجازات جرم افترا محکوم مي‌شود؛ اين قاعده‌اي است که در اکثر کشورهاي جهان ساري و صادق است.

 

اعاده حيثيت در زندگي اجتماعي
نجفي‌توانا با بيان اينکه اعاده حيثيت در زندگي اجتماعي داراي مفهومي ملموس‌تر از علم حقوق است، مي‌گويد: اصولا اعاده حيثيت در زندگي اجتماعي قابل فهم‌تر و داراي ظهور خارجي بارزتري است، چراکه اعاده حيثيت شامل اقداماتي دال بر اعلام و انتشار بي‌گناهي فرد از اتهام منتسبه، بطلان ادعاي شاکي و اثبات سلامت رفتاري مشتکي‌عنه يا فردي که از او شکايت شده است، مي‌شود. در قانون به منظور تقويت اين وضع مقرر شده است که غير از انتشار بي‌گناهي شخص از طريق جرايد، رسانه‌ها و روزنامه‌ها، مي‌توان فرد شاکي را نيز به عنوان مفتري تعقيب و به مجازات قانوني محکوم کرد. البته اگر شخصي با نشر اکاذيب در جمع يا از طريق رسانه‌ها از ديگري هتک حيثيت و آبرو کند، بزه‌ديده مي‌تواند به عنوان نشر اکاذيب او را تعقيب و در نتيجه به عموم اعلام کند که مطالبي که اين شخص به صورت نادرست براي هتک حيثيت او در جمع يا در نزد مقامات اعلام کرده، دروغ بوده است و مجازات نشردهنده اکاذيب ثابت مي‌کند که منتشر‌کننده اطلاعات نادرست مجرم است.

 

تفاوت اعاده حيثيت با اعاده حقوق اجتماعي
در قانون مجازات اسلامي شخصي که محکوم شده است در شرايط خاصي مشمول محروميت‌هاي اجتماعي مي‌شود، اما با گذشت زمان معيني اين محروميت‌ها از بين مي‌رود. اين مدرس دانشگاه در پاسخ به سوالي مبني بر اينکه آيا اين موضوع هم عنوان اعاده حيثيت دارد يا خير؟ مي‌گويد: اعاده حيثيت در علم حقوق و در مفاهيم اجتماعي در واقع مربوط به افرادي مي‌شود که مرتکب جرم نشده و بي‌گناهند و بي‌گناهي آنها نيز اثبات شده است. به عبارت ديگر موضوع اعاده حيثيت در خصوص مجرمان مطرح نمي‌شود. درباره مجرمان وضعيت ديگري پيش مي‌آيد؛ وضعيتي که از آن تحت عنوان اعاده حقوق اجتماعي ياد مي‌شود. قانونگذار ارتکاب برخي از جرايم را موجب محروميت مرتکبان آنها از حقوق اجتماعي دانسته است؛ محروميتي که با گذشت مدت زمان مشخص از ارتکاب جرم يا اجراي مجازات از مجرم زدوده مي‌شود. به عبارت ديگر مجرماني که به دليل ارتکاب جرايم خاص از حقوق اجتماعي خود محروم شده‌اند با گذشت زمان خاصي مجددا داراي همان حقوق از دست رفته خواهند شد؛ بنابراين در اينجا اعاده حيثيت به آن معنايي که قبلا مورد توضيح قرار گرفت مفهوم پيدا نمي‌کند، بلکه حالت ديگري تحت عنوان اعاده حقوق اجتماعي مطرح مي‌شود.

 

طرح شکايت افترا
کساني که قرباني طرح شکايت واهي شده‌اند و حيثيت آنها لکه‌دار شده است، معمولا به دنبال راهي هستند که به بهترين روش ممکن حيثيت خود را احيا کنند و افترازننده را به سزاي عمل خود برسانند. نجفي‌توانا در پاسخ به سوال ديگري مبني بر اينکه شخصي که از او شکايت بي‌دليل شده است چگونه مي‌تواند از حيثيت لکه‌دار‌شده خود دفاع کند؛ توضيح مي‌دهد: چنين شخصي مي‌تواند با طرح شکايت افترا عليه شخصي که اين شکايت غيرقانوني را مطرح کرده است براي اعاده حيثيت خود تلاش کند. يعني فرد بعد از اثبات بي‌گناهي خود مي‌تواند طبق ماده 697 قانون مجازات اسلامي به عنوان مفتري شخص شاکي را تعقيب کند. معمولا در اين خصوص شخص با طرح شکايت افترا به دادسرا، تقاضاي تعقيب، تحقيق و محکوميت مفتري را مي‌کند. در همين راستا مفتري احضار مي‌شود و دفاعيات خود را ارايه مي‌دهد؛ اما در صورت با اثبات سوء نيت وي، کيفرخواست صادر و پرونده براي رسيدگي به اتهام مربوط به دادگاه عمومي جزايي ارسال مي‌شود.

 

اعاده حيثيت در قانون جديد مجازات اسلامي
قانون جديد مجازات اسلامي پس از رفت‌وآمدهاي بسيار در مجلس شوراي اسلامي و شوراي نگهبان بالاخره براي اجرا به دولت ابلاغ شده است. اين کارشناس در بيان تفاوت‌هاي موجود ميان اعاده حيثيت در قانون مجازات جديد و اعاده حيثيت در قانون مجازات مصوب 1370 اظهار مي‌کند: در قانون مجازات اسلامي مصوب 1370 مجازات‌ها به 5 دسته حدود، قصاص، ديات، تعزيرات و کيفرهاي بازدارنده تقسيم شده بودند. در قانون جديد، قسم آخر مجازات‌ها (يعني مجازات‌هاي بازدارنده) حذف شد و سه بخش حدود، قصاص و ديات نيز مورد تغيير و بازبيني قرار گرفت. با وجود اين اتفاقات در بخش تعزيرات تحولي صورت نگرفت و از آنجا که اعاده حيثيت در بخش تعزيرات پيش‌بيني شده است در اين باره تحولي صورت نگرفت و اعاده حيثيت به همان وضع سابق باقي ماند.
وي با بيان اين که در رويه قضايي ما اصولا محاکم خسارات معنوي ناشي از جرم را مورد توجه قرار نمي‌دهند و در خصوص آنها حکم صادر نمي‌کنند؛ گفت: متاسفانه در خصوص مطالبه خسارات معنوي ناشي از ارتکاب جرم، رويه قضايي ما ساکت است و با اينکه قانون مسئوليت مدني در اين مورد صراحت دارد، رويه قضايي هيچ‌گونه واکنش مثبتي بروز نداده است؛ بنابراين با نگاه به رويه قضايي متوجه مي‌شويم که درباره اين دسته از خسارات از سوي دادگاه‌ها حکمي صادر نمي‌شود.
با توجه به آنچه اين حقوقدان در گفت‌و‌گو با «حمايت» مورد تاکيد قرار داد، براي اعاده حيثيت شخصي که با طرح شکايت واهي اعتبار او در جمع خويشان و آشنايان لکه‌دار شده است، دو راه وجود دارد؛ اولين راه طرح شکايت افتراست. در صورتي که وقوع اين جرم ثابت شود، مفتري که شکايت واهي مطرح کرده است مجازات خواهد شد و بدين ترتيب حيثيت لکه‌دار‌شده شهروندان جبران مي‌شود. اما راهکار ديگري که براي جبران خسارت چنين اشخاصي وجود دارد، جبران خسارت معنوي آنهاست.
در ماده 1 قانون مسئوليت مدني تاکيد شده است: هركس بدون مجوز قانوني عمدا يا در نتيجه بي‌احتياطي به جان يا سلامتي يا مال يا آزادي يا حيثيت يا شهرت تجارتي يا به هر حق ديگر كه به موجب قانون براي افراد ايجاد گرديده، لطمه‌اي وارد نمايد كه موجب ضرر مادي يا معنوي ديگري شود مسئول جبران خسارت ناشي از عمل خود است. چنانکه معلوم است ضرر معنوي به صراحت در اين ماده از قانون مسئوليت مدني قابل جبران اعلام شده است و اين ماده مي‌تواند مستندي براي دادگاه‌ها باشد تا با صدور راي به جبران خسارت معنوي وارد شده به شهروندان، از آنها در مقابل طرح شکايت‌هاي واهي و بدون پشتوانه حمايت شود. اما چنانکه اين حقوقدان مورد تاکيد قرارداد رويه قضايي تمايل چنداني به صدور راي به جبران خسارت معنوي از کساني که با طرح شکايت واهي خسارت ديده‌اند وجود ندارد.

 


--------------------------------------------------------------------------------
پي نوشت :
روزنامه حمايت - چهارشنبه - 1/3/1392/س  بر گرفته از وبلاگ تخصصی حقوق

امیر رضا سوخته زاری وکیل دادگستری