فلسفة حكم قصاص در اسلام چيست؟


آيا قصاص چيزي جز خشونت در برابر خشونت است، در حالي كه خشونت را نبايد با خشونت فرونشاند و آتش خشونت را بايد با آب مدارا خاموش كرد. [1]


اگر شخص بالغ و عاقلي ظالمانه و از روي عمد و آگاهي، نفس محترمهاي را به قتل برساند، اسلام اجازه داده است حكم اعدام در مورد وي جاري شود، اين همان قصاص نفس است.


خردهگيران اين حكم را يكي از مصاديق خشونت طلبي خوانده، ناروا انگاشتهاند. بررسي اشكالات طرح شده در اينباره و پاسخ به آنها مجالي واسع ميطلبد. در اينجا به اختصار، تنها نكاتي ناظر به اشكال بالا بيان ميشود:


قرآن مجيد خود به بيان يكي از فلسفههاي مهم اجتماعي اين حكم پرداخته، آن را مبارزهاي قاطع در برابر خشونتطلبي و آدمكشي معرفي نموده است و ميفرمايد:


وَ لَكُمْ فِي القِصاصِ حَيوةٌ يا اُولِي الاْلْبابِ لَعَلَّكُم تَتَّقُون .[2]


اي خردمندان قصاص براي حفظ حيات شماست تا مگر از قتل يكديگر بپرهيزيد.



چه بسا گفته شود كه آيا بهتر نبود اسلام در چنين مواردي انسانها را به محبت، عفو و گذشت دعوت مينمود پاسخ اين است:


اوّلاً: هرگونه محبت و عاطفهاي نيكو و مطلوب نيست، بلكه رحمت و عطوفتي شايسته است كه در آن خير و مصلحت و سعادت نهفته باشد.


ثانياً:ملاك، تنها مصلحت فرد نيست، بلكه قانون بايد تضمين كنندة مصالح و منافع جامعه نيز باشد.


ثالثاً:حذف قانون قصاص، نوعي تضمين امنيتي براي تبهكاران جنايت پيشه است كه در پرتو آن، حيات اجتماعي به سختي آسيب ديده و در معرض تهديد قرار خواهد گرفت.


رابعاً: در برابر خشونتگراني كه نميتوان شرارههاي خشونتشان را با آب مدارا خاموش نمود چه بايد كرد؟ بايد دست روي دست نهاد و با شعار زيباي مدارا براي آنان مجال گشود يا لاجرم بايد با تيغ عدالت، ريشة ظلم و جنايتشان را بركند؟


خامساً:قصاص جاني در اسلام تعييني نيست، بلكه قانوني جانشينپذير[3] است و در شرايطي ميتوان ديه يا عفو را جايگزين آن ساخت.


قرآن مجيد در اين باره ميفرمايد:


اي ايمان آوردگان! در مورد كشتهشدگان قصاص بر شما مقرر شد ... پس اگر در حق كسي چيزي [از حق قصاص] از سوي برادر [ديني]اش [ولي مقتول] مورد گذشت قرار گرفت، [بايد از گذشت ولي مقتول] به طور پسنديده پيروي كند، و با [رعايت] احسان، [خونبها را] به او بپردازد. اين [حكم] تخفيف و رحمتي از پروردگار شماست. پس هر كسي بعد از آن از اندازه درگذرد، وي را عذابي دردناك است.[4]


در جاي ديگري آورده است:


و در آن [تورات] نوشتيم كه قصاص جان در برابر جان ... است و هر جراحتي قصاص ميشود، پس اگر كسي تصديق نمايد، [از جاني بگذرد] اين عفو و گذشت كفاره [ موجب آمرزش] او خواهد بود. [5]


از مرور اين آيات، چند نكته به دست ميآيد:


1 . قصاص امري تعييني نيست، بلكه حقّي تبديلپذير است و ولي مقتول ميتواند به جاي آن ديه دريافت كند و يا قاتل را مورد عفو و گذشت قراردهد.


2 . قرآن ولي دم را برادر ديني قاتل خطاب كرده است و بدين وسيله اعلام ميدارد كه پيوند برادري بين آن دو همچنان باقي است و نبايد به دشمني و كينهجويي مبدل شود.


3 . گذشتن از قصاص، تخفيف و رحمتي از سوي پروردگار است و به محض ثبوت، ديگر قابل برگشت نيست و قصاص پس از آن، تعدي محسوب ميشود.


4 . قرآن مجيد به عفو و گذشت تشويق كرده و آن را داراي پاداش اخروي دانسته است.


روشن است كه اسلام در كيفر مجرمان هم به حفظ حيات جامعه و مصالح عمومي و حقوق مجنيعليه و اولياي مقتول اهتمام ورزيده و هم به عواطف بشري و حفظ روابط برادرانه و دوري از كينه و انتقامجويي توجّه نمودهاست.[6]