حقوق الشتر

خیانت درامانت

خيانت در امانت

بموجب ماده 241 قانون كيفر همگاني « هر گاه اموال و اسباب يا نقود يا اجناس و امتعه و بليطهاي بانك يا نوشتجاتي از قبيل تمسك و قبض و غيره بعنوان اجاره يا امانت يا رهن و يا آنكه براي وكالت يا هر كار بااجرت يا بياجرت بكسي داده شده و بنابراين بوده كه اشياء مذكور مسترد شود يا بمصرف معيني برسد و شخصي كه آن اشياء نزد او بوده آنها را بر ضرر مالكين يا متصرفين آنها تصاحب يا تلف يا مفقود يا استعمال نمايد بحبس تأديبي از ششماه تا سه سال محكوم خواهد شد و ممكن است به تأديه غرامت از پنجاه الي پانصد تومان نيز محكوم شود.»
در حقوق رم كسي كه مرتكب خيانت در امانت ميگرديد مجازات ميگشت و خيانت در امانت چنين تعريف شده.
(خيانت در امانت هدرنمودن اموال ديگري است با سوء نيت) و اين موضوع را تصريح ننموده كه اموال و اشياء هدررفته قبلاً بكسي سپرده شده و شخص مذكور اشياء را بعنوان امانت قبول نموده است يا خير و جرم مذكور از جمله جرائم بر عليه اموال قرار گرفته.
قانون جزاي ايران بزه خيانت در امانت را جرم جداگانه تشخيص و ضمن ماده 241 قانون مجازات عمومي مجازات آنرا تعيين نموده است.
وجه تمايز خيانت در امانت با دزدي و كلاهبرداري اين است كه در دزدي مرتكب مال غير را بطور اختفا ميربايد و در كلاهبرداري متهم با تشبث بوسايل تقلبي مال غير را بدست ميآورد در صورتيكهدر خيانت درامانتزيان ديده از جرم با ميل و رضاي خود مال خود را در اختيار متهم ميگذارد.
معالوصف با اختلافاتي كه جرم مذكور با دردي و خيانت در امانت دارد با توجه باينكه موضوع جرائم مذكور مالكشدن مال غير بدن مجوز قانوني است جرائم مذكور با يكديگر وجه تشابه داشته و از لحاظ حقوق جزا در يك طبقه قرار گرفتهاند.
عناصر تشكيل دهنده جرم
عناصر تشكيل دهنده بزه خيانت در امانت با توجه به تعريفي كه قانونگذار از آن نموده شش عدد ميباشد.
1- تصاحب و بمصرف رساندن
تصاحب و يا بمصرف رساندن اموال يا اشياء شامل كليه اعمال ارادي شخص ميشود بدين طريق كه اموالي كه موقتاً نزد وي بوده بدون مجوز قانوني مالك شود.
بمصرف رساندن يا خرج كردن عبارت است از اينكه متهم شيئي مورد امانت را خراب نموده و يا آنرا بكسي بخشيده و يا در گرو گذارده و يا در معرض خطراتي بگذارد كه معمولاً از خطرات مذكور بايست محفوظ باشد.
تبديل مالكيت در اشياء مذكور بوسيله يكي از اعمال ظاهري و مادي و حقوقي تحقق مييابد.
تبديل مالكيت اغلب بصورتي تحقق مييابد كه زمان آن مشكل بنظر ميرسد. زيرا متصرف اموال كه اشياء را بطور اماني و موقتاً در تصرف داشته بدون هيچگونه مجوز قانوني و يا انجام امور قضائي ناگهان در نوع تصرف خود تغيير ماهيت داده و اموال مذكور را كه جنبه اماني داشته بعنوان مالكيت تصرف مينمايد محاكم قضائي در اين موارد بايست تحقيق نموده و تشخيص دهند تا چه زماني متهم مال را بطور اماني نگاهداشته ودر چه تاريخي با سوء نيت بعنوان مالكيت در اموال اماني تصرف نموده است. در بعضي اوقات مراجعه صاحب مال به فرديكه مال مورد امانت نزد اوست و يا تقاضاي تسليم اموال بوسيله نامه و يا شفاهاً و استنكاف وي از تسليم اموال مبناي سوءنيت وي و تصرف بعنوان مالكيت احتساب ميشود ولي اثبات آن در محاكم بدون آنكه اعمال مذكور بوسايل قضائي مطالبه شده باشد( مثلاً اظهار نامه) مشكل بنظر ميرسد.
تصرف اموال اماني بعنوان مالكيت ممكن است در شركتهاي سهامي نيز تحقق يابد عمل مذكور در صورتيكه بوسيله مستخدمين دولت انجام گيرد جنبه اختلاس داشته ولي در شركتهاي سهامي متصديان امور را بعنوان خيانت در امانت ميتوان مورد تعقيب قرارداد.
مثلاً چنانچه شركتي قسمتي از در آمد خود را اختصاص به تبليغات بنفع شركت در خارج از كشور نموده و متصديان شركت مبالغ مذكور را بنفع خود تصاحب نمايند و با اينكه رؤساي شركت مبالغي از صندوق بعنوان مساعده و قرض دريافت داشته و بهيچوجه قصد استرداد آنرا نداشته باشند و يا آنكه متصديان شركت قروض شخصي خود را از حساب شركت بپردازند.
تصرف اموال امانتي بايست امري محرز و مسجل باشد و چنانچه امري مبهم باشد نميتوان موضوع را مشمول خيانت در امانت نمود مثلاً تاخير در تسليم اموال و يا مسامحه در تحويل اشياء را نميتوان مشمول خيانت در امانت قرارداد.
2- سوءنيت: امانت گيرنده بايست با سوء نيت در مال مورد امانت تصرفات مالكانه نمايد بنابراين لازم نيست
كه متهم در حين تعقيب مالك مال مورد خيانت بوده و يا ضمن از بين بردن مال و يا تغيير مالكيت دادن آن نفعي براي خود در نظر گرفته باشد بلكه از لحاظ سوء نيت آنچه مورد نظر ميباشد اين است كه مال مورد امانت بطور موقت بدون آنكه اشتباهي شده باشد بنحوي از انحاء در نزد وي بوده و فاعل در آن مال تصرفاتي نمايد كه نتواند مال را بصاحب آن مسترد دارد و يا مال را در معرض خط و تعدي و تفريط قرار داده كه در نتيجه نتواند مال مورد امانت را بصاحب وي در وقت مقرر مسترد دارد.
چنانچه مال مورد امانت در اثر فرس ماژوريا اموري كه اراده فاعل در آن مؤثر نبوده از بين برود (حريق- دزدي- گم شدن) چون فاعل در موارد مذكور فاقد سوءنيت ميباشد عمل مذكور بزه نميباشد.
دليل سوءنيت متهم چنانچه محرز و آشكار نباشد بايست به تاريخ تبديل مالكيت شيئي و اضطراب دروني او ضمن تحقيقات و عمليات تصنعي وي و مدافعات او توجه نموده و با در نظر گرفتن مدارك مذكور بازپرس سوءنيت وي را ثابت نمايد در صورت احراز سوءنيت اين امر مورد نظر نيست كه آيا متهم قادر به پرداخت بهاي مال مورد امانت و خسارات ناشيه از جرم ميباشد يا خير حتي چنانچه زيان ديده از جرم از تعقيب مجرم صرفنظر نمايد موضوع جنبه عمومي داشته و متهم قابل تعقيب ميباشد.
چنانچه نتيجه رسيدگي منجر به محكوميت متهم گرديد دادگاه بايست ضمن صدور دادنامه دلايل سوءنيت را درج نمايد زيرا عنصر مذكور از جمله عناصر تشكيل دهنده جرم بوده و درصورت عدم درج چنين حكمي در ديوانعالي كشور نقض ميشود.
3- تغيير مالكيت شئي مورد امانت بضرر مالك: تغيير مالكيت مال مورد امانت بايست بضرر مالك باشد و
صرف ضرر احتمالي كافي است.
همينكه مسجل گرديد تغيير مالكيت شيئي بضرر مالك انجام شده جرم تحقق مييابد بنابراين چنانچه خسارات زيان ديده از جرم جبران شود موضوع قابل تعقيب بوده و رافع مجازات نميباشد.
كافي است كه زيان ديده از جرم حقي در مال مورد امانت داشته باشد ولو آنكه هيچوقت مال مذكور را متصرف نبوده باشد(مانند مال مورد رهني كه بورثه منتقل شده باشد).
4- منقول بودن مال مورد امانت: آنچه از ماده 241 قانون كيفر عمومي مستفاد ميشود خيانت در امانت فقط
شامل اموال منقول ميشود از قبيل اموال و اسباب و نقود و اجناس و غيره بنابراين اموال غير منقول شامل خيانت درامانت نميگردند مثلاً چنانچه مستاجزي پس از انقضاي مدت اجاره از تخليه خانه خودداري نمايد عمل مذكور خيانت در امانت نميباشد.
نقود و اجناس شامل كليه اشياء و اموالي ميگردد كه بين افراد در معاملات مبادله ميشود. بليطهاي بانك و نوشتجات شامل كليه اسنادي ميشود كه ضمن انجام تعهدي يا كاري تحويل شخصي گرديده و يا دمه ويرااز انجام امري مبري سازد و يا بطور كلي داراي ارزش مادي باشد از قبيل اشياء منقول. اسكناس بانك. اسناد تجارتي. برات. سفته طلب و غيره.
5- اشياء مورد امانت بطور موقت سپرده شده باشد: يكي ديگر از عناصر تشكيل دهنده جرم اين است كه اشياء مورد امانت بايست موقتاً سپرده شده باشد زيرا ممكن است مالك از مال مذكور صرفنظر نموده و يا آنرا بدور انداخته باشد. ضمناً وارث و يا قائم مقام مالك ميباشد. اين موضوع قابل بحث نيست كه اشياء و اموال سپرده شده باشد بلكه چنانچه مال بهر طريقي كه بطور موقت و يا جهت مصرف معين نزد شخصي امانت بوده و در اين مال بضرر مالك خيانت شود بزه خيانت در امانت محرز ميباشد مثلاً چنانچه قيمي وجهي جهت مخارج اطفال صغير دريافت نموده و بنفع خود در اين مال تصرف نمايد. اشياء مورد امانت بعنوان موقت بايست تحويل شده باشد و در ضمن تحويل اين مطلب بايست تصريح شده باشد اين نكته مورد نظر نيست كه اشياء مورد امانت مستقيماً از طرف مالك سپرده شده باشد و يا بوسيله افراد ثالث.
5- اشياء مورد امانت بايست ضمن عنواني از عناوين قانوني تحويل شده باشد: اشياء مورد امانت بايست
بوسيله ازوسايل قانوني كه ضمن ماده 241 قانون كيفر همگاني تصريح شده تحويل شده باشد. بنابراين چنانچه اشياء ضمن قراردادهائي كه مشمول ماده مذكور نباشد تحويل شده باشد و متهم در اموال مذكور بضرر مالك تصرفاتي نموده باشد عمل مذكور را نميتوان خيانت در امانت ناميد. بنابراين با محاكم جزائي است كه ضمن تعقيب متهم عمل وي را در صورت محكوميت با عناويني كه در قانون تصريح شده تطبيق نمايند.
چنانچه اموال سپرده بموجب قراردادي كه ضمن ماده 241 قانون كيفر همگاني بدان اشاره نشده تغيير مالكيت در امور مذكور بزه نميباشد مانند دريافت قرض مصرفي. مبادله يا معاوضه در دادوستد. مثلاً چنانچه فردي يك قطعه اسكناس 20 توماني بكسي جهت خرد كردن داده باشد و فرد مذكور عين پول را كه خردكرده تحويل ننمايد عمل مذكور خيانت در امانت نيست زيرا پول نسبي بوده و ممكن است پول ديگري بوي مسترد دارد.
در ماده 241 قانون كيفر عمومي اشاره بفروش مال مورد امانت شده ول در صورتيكه امانت گيرنده تشخيص دهد فروش شيئي مورد امانت بنفع صاحب مال است ( مانند امانت گرفتن ميوه و مراجعه ننمودن صاحب مال) و مال مذكور را بفروشد وجه حاصل از فروش جنس در نزد وي امانت بوده و چنانچه در آن دخل وتصرفي نمايد خيانت در امانت كرده است چنانچه خريدار مالي را قبل از پرداخت كليه بهاي آن تحويل بگيرد و مال مذكور را بفروش رسانده و يا بكسي ببخشد آيا عمل مذكور را ميتوان خيانت در امانت ناميد؟- از لحاظ حقوقي همينكه مالي را كسي خريد مالك آن شيئي بوده و بهاي آن در ذمه وي ميباشد بنابراين پس از خريد مجاز است در مال خود هرگونه تصرفاتي بخواهد بنمايد مگر آنكه خلاف آن در قرارداد ذكر شده باشد.مثلاً فرشي كه شركتها باشخاص ميفروشند طبق قرارداد خريدار وقتي مالك شيئي ميگردد كه آخرين قسط خود را پرداخته باشد بنابراين چون فرش در نزد او امانت است رسيدگي بموضوع مذكور در محاكم قضائي مورد اشكال قرار گرفته زيرا با محاكم جزائي است كه تشخيص دهند تحويل اشياء بعنوان فروش بوده و تحويل گيرنده جنس پس از تحويل اشياء خريدار ميباشد يا اشياء مذكور در نزد وي بعنوان رهن و امانت ميباشد. چنانچه تاجري مقداري از اجناس يا اشياء را نزد خريدار ارسال كه يكي از آنها را انتخاب و خريداري نمايد اشياء مذكور اماني بوده و چنانچه خريدار قبل از پرداخت بهاء در آنها دخل و تصرفي نمايد عمل مذكور خيانت در امانت است.
در ذيل راجع به قراردادهائيكه قانون بدان اشاره نموده و اشياء بدين عنوان بافراد تسليم ميگردد اشاره مينمائيم.
الف- اجاره اشيائ نخستين امري كه در قانون بدان اشاره موضوع قرارداد اجاره است راجع باشياء منقول- واضح است چنانچه اجاره گيرنده پس از انقضاي مدت اجاره از استرداد اشياء خودداري نمايد عمل مذكور خيانت در امانت نيست بلكه بزه مذكور وقتي تحقق ميبابد كه با سوءنيت اموال و اشياء را بنفع خود تصاحب نموده و يا بفروش رسانده و يا در مالكيت صاحب ملك تغيير دهد (مانند بخشيدن شيئي و غيره)
مثلاً چنانچه فردي ساختماني را با اثاثيه اجاره نموده و مقداري از اثاثيه خانه را حيف و ميل نمايد و يا آنكه فردي خانه يا محلي را با اثاثيه خريداري نموده و در موقع تحويل مقداري از اشياء و اثاثيه را بنفع خود برداشت نمايد.
ب- سپردن مال : سپردن مال در واقع يك قرارداد حقيقي است زيرا امانت گذار اشياء را بامانت گيرنده موقتاً جهت نگهداري در مقابل دريافت وجه و يا مجاناً ميسپارد.
جهت تحقق خيانت در امانت تسليم حقيقي مال ضروري نميباشد زيرا عمل مذكور ممكن است غيرمستقيم بحقق يابد مثلاً چنانچه فردي مغازه خود را اعم از اجناس موجوده و حق سرقفلي بكسي واگذار نمايد با واگذاري مغازه به شخص ثالث اشياء موجود در واقع درنزد فروشنده امانت بوده و چنانچه از تاريخ واگذاري تا تاريخ تسليم مغازه در اموال و اشياء موجوده دخل و تصرفاتي بنفع خود نمايد ولو آنكه اشياء مستقيماً بوي سپرده نشده بعنوان خيانت در امانت قابل تعقيب است.
آنچه مورد توجه ميباشد اين است كه اشياء بايست جهت نگاهداري و استرداد آن بموقع سپرده شده باشد اعم از مستقيم يا غيرمستقيم بنابراين چنانچه طريق سپردن اشياء نامنظم بوده و بامانت گيرنده حق داده شده باشد كه در مال مورد امانت دخالت نمايد چنانچه در اموال مذكور دخالت مالكانه نمايد اين اعمال را نميتوان خيانت در امانت ناميد مانند واگذاري سهام شركتها به بانكها جهت نگاهداري و وصول سود سهام كه با جداكردن برگه كوپن منظم بسهام انجام ميگردد چنانچه اشيائي كه مالكيت آن متنازع فيه باشد مهروموم نموده و در نزد شخصي امانت گذارده و نامبرده در آن دخالت نمايد شخص مذكور صرفنظر از شكستن مهروموم كه در صورتيكه از طرف مقام قانوني توقيف شده باشد جرم جداگانهايست بعنوان خيانت در امانت نيز قابل تعقيب خواهد بود همچنين چنانچه رئيس شركتي وجهي جهت پرداخت به بدهكار دريافت و در آن تصرفاتي نموده باشد.
وكالت : وكالت ممكن است مجاني باشد و يا در مقابل دريافت حقالوكاله مشروط باشد يا قانوني.
اشيائي كه بعنوان وكالت در اختيار وكيل گذاره ميشود اماني بوده و اشياء مذكور اعم است از اينكه وكيل و موكل خود دريافت ميدارد و يا بموجب قرارداد وكالت از طرف دريافت كه به موكل خود تسليم نمايد مثلاً صندوقدار از طرف شخصي يا مؤسسة وكيل است كه پولي كه در اختيار او گذارده شده در مقابل اسناد بمراجعين پرداخت نموده و پولي كه مراجعين ميپردازند بحساب مؤسسه دريافت دارد همچنين چنانچه فردي شيئي را از كسي بگيرد كه بفروش رسانده نامبرده وكالتا ًشيئي را بفروش رسانده و پس از فروش پول متعلق به صاحب شيئي بوده و بايست بوي مسترد نمايد واضح است كه چنانچه در مال مذكور تصرفات مالكانه نمايد خيانت در امانت است.
اعمال ذيل طبق رويه ديوانعالي كشور فرانسه خيانت در امانت است.
1- چنانچه فردي اشيائي را براي فروش تحويل گرفته و اشياء مذكور را بنفع خود تصرف نمايد.
2- صندوقداري كه از كارگران تخفيفي گرفته و مبلغ مذكور را بعوض آنكه بحساب كارفرما منظور دارد شخصاً تصاحب نموده باشد.
3- مأمور وصول درآمد كه وجوهي بيش از نرخ مقرر از افراد دريافت و مابهالتفاوت نرخ را بنفع خود تصاحب نمايد.
4- چنانچه يكي از وراث به نمايندگي از ساير وراث مأمور اداره اموال موروثي بوده و قسمتي از وجوه دريافتي را بنفع خود تصرف نمايد.
5- چنانچه فردي اشياء تجارتي را نزد نماينده خود فرستاده كه وجه آنرا مسترد دارد و نامبرده در اموال مذكور و يا وجوه دريافتي بنفع خود تصرفاتي نموده باشد.
6- چنانچه قيم بنفع خود در اموال و يا وجوه صغار تصرفات مالكانه نمايد.
7- چنانچه تاجري با پرداخت وجه به بانك وكالت در خريد سهامي در بورس داده و بانك وجوه مذكور را در بيلان منتشره جزء موجودي بانك قلمداد نمايد.
8- چنانچه مؤسسات معملات ملكي در وجوه و اسنادي كه براي انجام معامله در اختيار آنها گذارده شده
تصرفات مالكانه نمايند.
9- بانكداري كه به نفع خود سهام شركتها كه از طرف مشتريان در نزد وي امانت ميباشد بفروش رسانده و يا در گرو گذارد.
10- در صورتيكه فردي از كسي طلبكار بوده و براتي در دست داشته باشد و در رأس مدت بدهكار برات را تمديد و با اين وصف طلبكار در صدد مطالبه وجه آن بعلت عدم پرداخت برات در موقع مقرر درآيد.
11- چنانچه تاجري به فردي وكالت داده باشد كه اضافه نمودن تنزيل مقرره براتي را براي مدت معيني تمديد نمايد فرد مذكور تنزيل را بحساب تاجر منظور در واقع بدارنده برات نداده و شخصاً تصرف نموده باشد.
12- با توجه باينكه وكالت عقدي است جايز و با فوت طرفين موضوع منتفي ميشود چنانچه وارث وكيل بعنوان وكالتي كه مورث آنها داشته در امر وكالت دخالت و باين عنوان در اموال موكل تصرفات مالكانه نمايند.
چنانچه كسي بموجب قرارداد فيلمي را در اختيار كسي گذارده كه در سالن سينما نمايش داده و وجوه حاصل از نمايش را پس از صرف مخارج و اخذ كميسيون مقرر بحساب وي منظور دارد شخص مذكور در وجوه حاصله تصرفات مالكانه نمايد. در تجارتخانهها و مغازهها مباشر در واقع وكيل بوده بنابراين چنانچه در وجوه حاصله تصرفاتي بنفع خود يا اشخاص ثالث نمايند عمل مذكور نيز خيانت در امانت است در شركتهاي تضامني هر يك از شركاء متضامناً در سود و زيان شركت شريك ميباشند بنابراين چنانچه شريكي بنفع خود و يا بنفع شخص ثالث تصرفاتي در مال شركت نمايد عمل مذكور نيز خيانت در امانت است.
در شركتهاي سهامي روساي شركت در واقع وكيل صاحبان سهام بوده و در واقع وكيل سهام بوده و وظيفه ادارة امور شركت را با در نظر گرفتن منافع آن دارند بنابراين چنانچه در منافع و يا سرمايه شركت بنفع خود يا اشخاص ثالث تصرفات مالكانه نمايند عمل مذكور خيانت در امانت است همچنين در شركتهاي مختلط ادارده كننده شركت وكيل صاحبان سهام ميباشد.
وثيقه : منظور از وثيقه در اين فصل وثيقه ملكي نيست بلكه منظور بانكه يا اشخاصي است كه اموال و اشياء را گرو گرفته و در مقابل وجهي ميپردازند افراد مذكور چنانچه در اموال و اشياء مورد وثيقه تصرفات مالكانه نمايند عمل مذكور خيانت در امانت است.
عاريه : عاريه در واقع يك قرارداد حقيقي است زيرا افرادي شيتي را براي مدت و مصرف معيني از كسي عاريه مينمايند البته چنانچه عاريه گيرنده در مال مذكور تصرفات مالكانه نمايد عمل مذكور خيانت در امانت است چنانچه مال مورد عاريه وجه نقد و يا اشيائي باشند كه متداولاً مصرف ميشوند عمل مذكور بزه نميباشد. چنانچه افراديكه اشياء را براي تعمير يا اجرت يا بدون اجرت دريافت ميدارند در اشياء و اموال مذكور تصرفات مالكانه نمايند عمل مذكور نيز خيانت در امانت است. همچنين آسياباني كه گندم را جهت آسيا نمودن دريافت و مقداري از آرد را به نفع خود برداشت و بر خلاف واقع ادعا نمايد از بين رفته.
مجازات: بموجب ماده 241 قانون كيفر همگاني افرايكه مرتكب خيانت در امانت شوند بحبس تأديبي از شش ماه تا سه سال محكوم خواهند شد و ممكن است به تأديه غرامت از پنجاه الي پانصد تومان محكوم شوند.

جرم خیانت در امانت مانند جرایمی چون قتل ، سرقت ، کلاهبرداری از گذشته های دور وچود داشته است و احادیث و دستورات زیادی از بزرگان دین در باره امانت داری وجود دارد.
خداوند در آیه37 سوره انفال مردم را به رسانیدن امانت ها به صاحبان آنها امر فرموده است:
ان الله یامرکم ان تودوا الامانات الی اهلهاخیانت در امانت در قانون مجازات اسلامی
ماده 674 قانون مجازات اسلامی مقرر داشته: هرگاه اموال منقول یا غیر منقول یا نوشته هایی از قبل سفته و چک و قبض و نظایر آن به عنوان اجاره یا امانت یا رهن یا برای وکالت یا هرکار با اجرت یا بی اجرت به کسی داده شده و بنابراین بوده است که اشیاء مذکور مسترد شود یا به مصرف معینی برسد و شخصی که آن اشیاء نزد او بوده انها را به ضرر مالکین یا متصرفین آنها استعمال یا تصاحب یا تلف یا مفقود ننماید ،به حبس از6ماه تا 3 سال محکوم خواهد شد.

اجاره ،امانت ورهن
عقدی هستند که مردم روابط معاملاتی خود را در قالب آنها تنظیم و انشاء می کنند مانند : اشخاص جهت استفاده از منافع یک مغازه تجاری یا مکان مسکونی مبادرت به انشای عقد اجاره می کنند .
یکی از اشتباهاتی که ممکن است در بحث جرم خیانت در امانت به وجود آید ،این است که عده ای گمان کنند برای تحقق این جرم حتماَ باید عقد یا قراردادی وجود داشته باشند؛ یعنی برای محکوم کردن کسی به ارتکاب جرم خیانت در امانت ،شاکی باید ثابت کند که با متهم عقد امانت یا اجاره یا …. منعقد کرده است . برای رفع این اشتباه قانونگذار از عبارت : یا هرکار با اجرت یا بی اجرت … استفاده کرده است.

استعمال کردن
مصرف کردن یا استفاده کردن از مال مورد امانت جرم است.برای مثال شخصی اتومبیل خود را به دوستش امانت می دهد تا در پارکینگ منزل خودش از آن نگهداری کند ولی دوست وی از آن اتومبیل برای مسافرکشی استفاده می کند.

تصاحب
یعنی شخص امین به جای انجام وظیفه اصلی اش رفتاری با مال مورد امانت کند که مال دیگری را از آن خود بداند و با آن طوری رفتار کند که دیگران گمان کنند او مالک مال است.

اتلاف
تلف کردن یا نابود کردن مال مورد امانت یکی دیگر از گونه های خیانت در امانت است. از بین بردن مال مورد امانت به شکل هایی گوناگون متصور است.

شرایط سپردن مال امانی
برای تحقق جرم خیانت در امانت ،مال امانی باید توسط مالک یا متصرف قانونی به امین سپرده شود.
همچنین سپردن مال باید از راه های قانونی صورت گرفته باشد پس اگر سارق مال مسروقه را نزد دیگری به امانت گذارد و امین به جای بازگردان مال آن را به ضرر سارق به صاحب اصلی کالا یا دولت بدهد یا اصلاَ از آن به نفع خود استفاده نماید ،مرتکب جرم خیانت در امانت نشده است.
سئوالی که در اینجا پیش می آید آن است که اگر دو نفر به طور شراکتی مالک مال مشاعی باشند و یکی از آنها که مال به امانت به او سپرده شده آن را به نفع خود تصاحب کند قابل تعقیب است ؟ پاسخ این است که:
فرض کنید عده ای یک قطعه زمین را مشاعاَ شریک هستند و تمام شرکا مال را به امانت به یک نفر از میان خودشان می سپارند ولی او آن مال را به نفع خود تصاحب کرده و می فروشد یا به اجاره واگذار می کند . در اینجا دو نظر وجود دارد:
1- عده ای از علمای حقوق اعتقاد دارند که در اینجا جرمی محقق نمی شود زیرا هر جزء از مال مشاع متعلق به کلیه شرکا از جمله همین شریک است.
2- عده ای هم اعتقاد دارند که این شخص مالک تمام مال نبوده و اقدامات او فقط به اندازه سهم اش صحیح است و اقدام او نسبت به سایرین ،عملی مجرمانه محسوب می شود.

سئوال:برای تعقیب مرتکب جرم خیانت در امانت باید به کدام دادسرا یا دادگاه رجوع کرد؟
جواب: فرض کنید شخص (الف) یک قطعه فرش را در تهران به شخص (ج) به امانت می سپارد تا چند روز بعد به او بر می گرداند. شخص ج نیز آن را در شیراز
می فروشد. آنچه مسلم است ج در شیراز مرتکب جرم شده زیرا مال مورد امانت در این شهر فروخته شده و جرم موقعی محقق شده که مال مورد امانت به فروش گذاشته شده است . بنابراین در این جا باید به دادگاهی در شهر شیراز مراجعه کرد زیرا جرم در شیراز واقع شده‏‏‌ است .
سوال: معمولاَ بعد از تحقق اختلاف بین زن و شوهر ، زوجه برای مطالبه جهزیه، علیه شوهر شکایت خیانت در امانت طرح می کند آیا شوهر تحت این عنوان قابل تعقیب است؟
جواب : جهزیه در ایام ازدواج معمولاَ در اختیار زوجه است و مورد استفاده زن و شوهر قرار می گیرد. بنابراین به هیچ وجه نمی توان شوهر را امانت دار جهزیه دانست. در این مورد زن برای مطالبه جهزیه باید "دادخواست مطالبه" را به دادگاه حقوقی تقدیم کند تا به حق خود برسد.


محكوميت هاي انواع مجازات خيانت

 در امانت در قوانين مجازات اسلامي ( ايران )

ماده 673 – هركس از سفيد مهر يا سفيد امضائي كه به او سپرده شده است يا به هر طريق بدست آورده سوء استفاده نمايد به يك تا سه سال حبس محكوم خواهد بود .

ماده 674 هر گاه اموال منقول يا غير منقول يا نوشته هايي از قبيل سفته وچك و قبض ونظاير آن به عنوان اجاره يا امانت يا رهن يا براي وكالت يا هر كار با اجرت يا بي اجرت به كسي داده شده وبنابراين بوده است كه اشياء مذكور مسترد شود يا به مصرف معيني برسد و شخصي كه آن اشياء نزدذ او بوده آنها را به ضرر مالكين يا متصرفين آنها استعمال يا تصاحب يا تلف يا مفقود نمايد به حبس از شش ماه تا سه سال محكوم خواهد شد .

ماده669- هرگاه كسي ديگري را به هر نحو تهديد به قتل يا ضررهاي نفسي يا شرفي يا مالي ويا افشاء سري نسبت به خود يا بستگان او نمايد ؛ اعم از اينكه به اين واسطه تقاضاي وجه يا مال يا تقاضاي انجام امر يا ترك فعلي را نموده يا ننموده باشد به مجازات شلاق تا (74) ضربه يا زندان از دو ماه تا دو سال محكوم خواهد شد .

 ارسال شده توسط

 امير رضا سوخته زاري

وكيل ومشاوره حقوقي دادگستري

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آذر 1389ساعت 12:30  توسط .  |